به نام آفرینندهٔ دریای آبی
ناصر خان دوباره حالش بد شده بود و اینبار همه چیز نگران کننده تر بود. یادمه تو چه در فضای مجازی و چه نزدیک بیمارستان غلغلهای به پا شده بود. یادمه چند تا از بچهها ,روز یک شنبه ۱ خرداد ۹۰ جلوی بیمرستان کسری حاضر شده بودند و در بدو اومدنشون مشاهداتشون رو با آب و تاب تعریف میکردند ...
۳۶۵ روز پیش کاری جز دعا کردن نداشتیم .... وضعیت خیلی از قبل بد تر شده بود چون ناصر خان سطح هوشیاریش پایین اومده و حتی مرگ مغزی شده بود ...
آتیلا سنگ صبور مردم شده بود ... او فقط میگفت دعا کنید ...
آری ما همه اون روز دستمون به آسمون بود اما تقدیر چیز دیگری بود ...
روحت شاد اسطوره بزرگ
میلاد با سعادت حاضرت فاطمه زهرا ( س ) و روز مادر بر دوست دارن آن حضرت + مادران گرامی مبارک باد





.jpg)
رویاهایی که در روز های بالانشینی برای خودمان تصور می کردیم هرچه روز به روز به پایان فصل نزدیک شدیم همانند شمعی آب شد.
به خاطرم می آید در فینال جام حذفی با وجود آن که بازی رفت را یک بر صفر به پگاه واگذار کردیم در دیدار برگشت با سه گل حریف را مغلوب کرده و قهرمان شدیم.از یاد نخواهم برد که چگونه تنها در چند دقیقه جام قهرمانی به واسطه ی باخت ذوب آهن به استقلال رسید.
هنوز برخی هواداران قهرمانی را تجسم می کنند و نمی خواهند باور کنند که دیگر تیمشان قهرمان نمی شود و سعی می کنند زیر لب سرود قهرمانی بخوانند تا تمرینی باشد برای روز جمعه.
هوادار با تمام خیال خود در تمام خیابان ها پرچم های آبی رنگی را می بیند که به کسب و کار رانندگان مینی بوس های قدیمی و دوست داشتنی شهر حال و هوای خاصی بخشیده است. مردم آبی دل را تصور می کند که سرشار از هیجان و با اخساسات خالصانه به سمت ورزشگاه آزادی در حرکت هستند.
استقلال بسیاری از بازی ها را بدون تو گذراند.استقلال با سرمای آزادی سر کرد و تو با پر پر شدن رویاهایی که برای خود ساخته بودی.
ما قبیله ی دیوانگانی هستیم که جرممان آبی بودن است.ما و استقلال،عاشق و معشوق هستیم پس از یکدیگر دست نخواهیم کشید.هیچ چیز را فراموش نخواهیم کرد.
یادم می آید روزگاری را که تیممان حراج شد و هرکس آمد تکه ای از آن را به غارت برد.در آن زمان کسی حاضر به حمایت تیم بحران زده ام نبود جز همین پرویزی که در نوع خود مظلومیست.در روزهایی که مربی آیده آل ما بر سر تیممان منت می گذاشت معرفت پرویز مظلومی را نمی توان از یاد برد .
بیایید سرباز ناامیدی ها نشویم و مثل همیشه فرمانده ای باشیم تا با تشویق هایمان به سربازان استقلال راه را نشان دهیم.
دریای تیم ما سراب نیست که بازیکنانش کم کاری کنند و یا در چندین بازی متوالی چهار گل را به جان بخرند.
جمعه باید با هوای دل به هوای آزادی گرما بدهیم.
فقط رنگ آبی می تواند به این جایگاه ها جان ببخشد و باید بدانیم که بدون ما این سکوها آرام نمی گیرد.
حجازی دارد از بالا ما را می بیند که در حق خانه اش چه می کنیم.
آزادی جمعه پر از هوادار می شود و اشک های شوق در میان لبخند های ما است که در کنار چشمانمان خیره به جشن قهرمانی در اوج ناباوری می شود.
قدم هایت را با تمام وجود بردار تا آیندگان بگویند،بودند هوادارانی که در اوج ناامیدی تیمشان را تنها نگذاشتند و در نهایت به حقشان رسیدند.
| اعضای تیم فوتبال استقلال پس از پیروزی برابر الریان قطر و زنده ماندن شانس شان برای صعود به مرحله بعد لیگ قهرمانان آسیا پاداش ویژه گرفتند. | |
به گزارش خبرگزاری مهر، علی فتح الله زاده پس از پایان بازی چهارشنبه شب استقلال برابر الریان در رختکن حاضر شد و اعلام کرد مبلغ 3 میلیون تومان به هر یک از استقلالی ها بابت پاداش برد در این بازی پرداخت می کند. همچنین علی شفیع زاده، مدیرعامل باشگاه استقلال اهواز که پیش از این گفته بود استقلالی ها در صورت کسب پیروزی مقابل الریان از سوی وی پاداش ویژه دریافت خواهند کرد، بعد از بازی اعلام کرد به هر یک از آبی پوشان مبلغ 2 میلیون تومان به عنوان پاداش برد در این بازی حساس پرداخت می کند تا در نهایت پنج میلیون تومان پاداش پیروزی استقلال مقابل نماینده قطر باشد. |
امروز۱۲ اردیبهشت تولد از یکی از مظلومترین ، نجیبترین ، با اخلاقترین و بی حاشیه ترین بازیکنان تاریخ استقلال هست . اون بازیکن کسی نیست جز علی رضا اکبرپور که لقب هرکول جیبی استقلال را بر دوش میکشید. او در تاریخ ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۵۰ در شهر تبریز متولد شد. در تیم ماشین سازی شاگرد مرحوم حجازی بود که توسط ایشان به فوتبال ایران معرفی شد.دوستان حتما مصاحبه اکبرپور در آذر ماه ۹۰ را به خاطر دارند که گفت :
فوتبالم را مدیون ناصر حجازی هستم
او در تابستان ۷۶ و در کنار مردانی چون مجیدی ، نوازی توسط ناصر خان به تیم استقلال ملحق شد.

عکس از روزنامه همشهری
در سال ۷۶ -۷۷ علیرضا اکبرپور از مؤثرترین بازیکنان استقلال بود و در واقع نقطه قوت این تیم. اگر هواداران به یاد داشته باشند سال ۷۷ و در فاصله چند هفته مانده به پایان رقابتها استقلال ۵-۱ ماشین سازی رو شکست داد که ۴ گل تیم را شماره ۱۶ به ثمر رسند و یک پاس گل هم داد.

بازیکنی که سابقه گل زنی در داربی سنتی و جام باشگاههای آسیا را داشت و هر گاه کار استقلال گره میخورد مثل یک ذخیره طلایی به زمین میامد و گره از کار تیم باز میکرد. هواداران قدیمی استقلال هیچ گاه گل حرفهای او به پرسپولیس در اسفند ۷۹ را فراموش نمیکنند و از آن گل که منجر به پیروزی مقابل پرسپولیس و شکستن طلسم ۵ ساله این تیم شد به نیکی یاد میکنند....
عکس از همشهری او از بازیکنان مورد علاقه علی پروین هم بود تا جایی که سال ۸۱ با پیشنهاد تیم پرسپولیس مواجه شد اما با یک سوم این مبلغ در تیم استقلال ماند.
به هر حال در آخرین سالهای حضورش در استقلال با او رفتار خوبی نشد و در کل او نیز مثل خیلی از استقلالیهای دیگر از فوتبال ایران به خصوص تیم ملی طلب کار ماند. او هم قربانی بدعتی شد که در دهه ۷۰ در تیم ملی ریخته شد.
البته علیرضا برای رسیدن به تیم ملی فقط این مشکل را نداشت .او دوستی در رسانه و مطبوعات نداشت تا عکساش تیتر اول روزنامهها بشه و شاید آقایان او را به تیم ملی دعوت کنند ....
مصدوميت جباري در بازي با شاهين بوشهر سبب شد او از نيمه دوم جايش را به خسرو حيدري بدهد و در نتيجه تغييرات تاكتيكي هم در ميدان ايجاد شود.
هافبك شماره 8 استقلال در جريان بازي بر اثر تكل يكي از بازيكنان شاهين از ناحيه روي پاي راست خود دچار ضرب خوردگي شديد شد به طوري كه پس از عزيمت استقلال به تهران پزشكان متوجه شدند كه پاي او را بايد در آتل قرار دهند. جباري يكي دو روز با همين وضعيت سر خواهد كرد و بعد از آن دوباره پايش مورد بررسي قرار خواهد گرفت. اگر ورم روي پاي مجتبي خوابيده باشد او در بازي هفته سي و دوم مقابل شهرداري تبريز قرار خواهد گرفت در غير اين صورت جباري غايب بزرگ اين بازي خواهد بود.
چنانچه جباري حضور در اين ميدان را از دست بدهد تنها 3 بازي پس از بازگشت خود دوباره از حضور در ميادين به دليل مصدوميت محروم شده است. پرويز مظلومي خيلي اميدوار است جباري را در اين بازي در اختيار داشته باشد تا شايد بار ديگر از زوج آندو- مجتبي بهره بگيرد. بايد تا روزهاي آينده صبر كرد.
http://tajiha.ir/forum/forum.php
سرپرست تیم فوتبال استقلال گفت: عدهای قبل از بازی با نسف قارسی با دروازهبان ما تماس گرفتهاند و اعلام کردهاند که فصل بعد در استقلال حضور نخواهد داشت.

منصور پورحیدری در گفتوگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس درباره صحبتهای مهدی رحمتی مبنی براینکه عدهای به او پیغام دادند تا برای فصل بعد در استقلال نماند، اظهار داشت: امیدوارم این مسائل هرچه سریعتر جمع شود.رحمتی آدم با انصافی است و چون به او فشار آمده این مسئله را مطرح کرده و امیدوارم این موضوع حل شود. این پیغامها که شب گذشته داده شده تمرکز را از تیم ما گرفته بود.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا این پیغامها فقط به رحمتی داده شده یا به سایر بازیکنان هم داده شده یا خیر، گفت: نمیدانم اما این مسئله را رحمتی امروز در رختکن پس از بازی مطرح کرد و من تازه شنیدم. خیلی تلاش کردم تا رحمتی آرامش داشته باشد، البته من از کانون هواداران استقلال هم گلایه داریم، به خصوص نقدیزاده چون شعارهایی که امروز داده شد از روی همان سکوهایی بود که او در آنجا حضور داشت.
پورحیدری تصریح کرد: تیم قهرمان جام حذفی شده و در لیگ برتر هم میتوانیم رقابت خوبی داشته باشیم و حتی در لیگ قهرمانان آسیا هم میتوانیم سرگروه باشیم. امیدوارم هرچه زودتر این مسائل روی سکوها حل شود و اگر آقایان نمیتوانند این مسائل را جمع کنند زودتر بگویند تا یا کانون هواداران منحل شود یا ما تکلیف خود را بدانیم.
پورحیدری خاطرنشان کرد: ای کاش مهدی رحمتی این قضیه را زودتر با من در میان میگذاشت اما او ترجیح داد تا این موضوع را باز نکند و بعد از بازی هم عصبی شده بود. این طور که میگویند به رحمتی پیغام دادند که ما داریم به استقلال برمیگردیم و تو برای فصل بعد به تیم دیگری برو. نمیدانم اینها که گفته اند برمی گردند چه کسانی هستند، اما من با رحمتی در این خصوص صحبت میکنم.
به نام آفرینندهٔ دریای آبی
سال ۹۰ هم با خوبیها و بدیهاش گذشت ... خوبیهایی که انصافاً خوب بود و تلخیهایی که واقعا تلخ. شاید تلخترین خاطره از دست دادن ناصر خان حجازی بود که روحش شاد باشه.
اما امید است که سال ۹۱ سال احیا باشه. اگر وبلاگ قبلی بنده را خوانده باشید گفتم که دوباره از نو میسازیم و با توکل به آفرینندهٔ دلهای آبی خواهیم ساخت...
ولی عید نوروز ، این عید باستانی بر همه هموطنان عزیز بویژه ابیدلان خوش باد. سال نو رو به همتون تبریک میگم .... انشالله سال آبی داشته باشید.

میگن امسال سال نهنگه اما ای کاش سال دلفین یا طوطی یا کرگدن میشد... آخه دلفینها رو شدیدا دوست دارم ....آخه عاشق حیوانات بویژه این سه گونه با ارزش هستم !









